تبليغاتX
به نام خدایی که کوروش بزرگ را افرید - اشعاری در وصف ایران زمین
کجایی آرش ای گرد کمانگیرم

که از آهنگ زمانه سخت دلگیرم

تورا هر جا درون خانه می جویم

بیاکه از روزگاران غریب سرزمینت قصه میگویم

وطن روزی غزل نوش بهاران بود

شکوهش جلوگاه چشم یاران بود

به هر سو شرق و غرب آوازه ای خوش داشت

پیامش مهربانی بودوهر سوبذر عشق میکاشت

به هر کوهش جوان پهلوانی بود

که از عشق تو او را هم نشانی بود

دلش با شوق فردای وطن میزد

به هر دردی که دامنگیر مردم بود اوساز غم میزد

بیا آرش بیا گرد کمانگیرم'بیا که از روزگارسرزمینم سخت دلگیرم

به طوفانی نفاق انگیزو غوغای فریب آمیز افقهای وطن خورشید را گم کرد

صدای مهربانی پشت به مردم کرد

چو اشک از چشم دنیا بیصدا بر خاک افتادیم

شکوه روزگاران کهن بود' همای شوکت و قدرت ز بام خانه پر دادیم

همه اندوخته ی اجدادیمان را هدر دادیم

چه مغرورانه آن همه میراث عزت خیز را مستانه بخشیدیم

و خود از قله ی حرمت ز صحرای غم آلود ندامت پریشان حال غلتیدیم

کجایی آرش ای گرد کمانگیرم که از سودای این بازاریان من

+ نوشته شده توسط حمید در شنبه بیست و ششم بهمن 1387 و ساعت 14:10 |